سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

308

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

الهامات الهى و بنابراين به هيچ روى نمىتوانست نادرست باشد . ولى حكّامى كه اين قوانين را اجرا مىكردند و وظيفه آنان برقرارى عدالت بود ، مسئول تحريف و يا غفلت از پيروى فرامين خداوند و سنّت پيامبر بودند . از اينرو ، امّيد به آزادى و تغيير نظام سياسى و اجتماعى ، به هيچ وجه نابودى و انحلال اساس قانونى موجود و معرفى قانون جديد ديگر را معنى نمىداد بلكه به مفهوم اجراى خالصانه و صادقانه دستورات الهى بود . ( 25 ) بدين جهت ، تبليغات ضد اموى ، عمدتا و شايد هم فورا در زمينه‌هاى دينى بيان مىشد آن چنان كه شاخت ) Schacht ( اظهار مىدارد : « امويان هيچ‌گونه دلبستگى به دين و احكام آن نداشتند ، بلكه توجّه خاصّ آنان به ايجاد آن گونه حكومت سياسى بود كه تشكل ، تمركز و ديوان‌سالارى روزافزون از مشخصات آن به شمار مىرفت . آنها تا آنجا به مذهب و حل مشكلات سياست مذهبى علاقه‌مند بودند كه برايشان منفعت داشته باشد . » ( 26 ) بر اين مطلب شاهد ديگرى را بايد ذكر كرد . مجاورت نزديك زمان حكومت بنى اميّه با پيامبر اكرم ( ص ) و خلفاى راشدين و تفاوت فاحش ميان طرز زندگى آنان موجب شد كه مسلمانان با وحشت و واهمه به زندگى امويان و رفتار ناخوشايند و سلوك ضد اسلامى و اعتياد آنان به ميگسارى و خنياگرى بنگرند . از اينرو ، مردم با تأكيد بر فساد اخلاقى و رفتار ضد خدايى آنان ، امويان را غاصبين حقوق خاندان پيامبر مىدانستند و از كردارهاى نادرست و محروميتهايى كه بر آنان اعمال مىشد در رنج بودند . ( 27 ) چپاول مدينه و سوزاندن خانه كعبه نيز نقطه سياه ديگرى در كارنامه سلسله اموى بود . ( 28 ) اين مشاهدات ، مسلمانان را بر آن داشت تا به رسوا كردن امويان و تصوير نمودن حكومت ظالمانه آنان بپردازند و در همان حال بارقهء امّيد آزادى را در پيش روى چشمهاى توده‌هاى مردم قرار مىداد . پيروزى عدالت بر ظلم ، و تقوا بر فساد اخلاقى به عنوان يك ايمان و اعتقاد مذهبى درآمد و نيل به هدف تنها از طريق قداست الهى و تحت رهبرى ملهم خدايى ممكن بود . از اينرو ، خيلى طبيعى بود كه اكثريت معتقد باشد كه اين رهبر ، مهدى ، بايد مردى از اعقاب پيامبر و يا حد اقل عضوى از خاندان او ، اهل البيت ، باشد . در